مفهوم و معنی حجر و محجور

مفهوم حجر :

 محجور کسی است که فاقد اهلیت بوده و نمی تواند به انجام دادن اعمال حقوقی اقدام نماید بنابراین برای شناخت حجر شایسته است ابتدا اهلیت (اقسام و اوصاف آن ) بررسی و سپس به بررسی انواع،مبنا و اسباب حجر بپردازیم.

اهلیت :به معنای عام عبارت است از صلاحیت شخصی برای دارا شدن و اجرای حق،اما گاهی از این کلمه فقط توانایی دارا شدن حق یا اجرای آن را اراده می کنند و این اهلیت به معنای خاص می باشد. در قانون مدنی هم اهلیت بیشتر به همین معنا به کار رفته است ، بویژه در ماده 190 و 210 الی 212 که در آنها اهلیت به عنوان یکی از شرط های اساسی معامله ذکر شده است.
اهلیت دو نوع تعریف شده است:
اهلیت دارا شدن حق  که در عالم حقوق به آن (اهلیت تمتع ) می گویند: 
یعنی شایستگی شخص برای دارا شدن حق و تکلیف را گویند به شرطی که شخص زنده متولد شده و از بدو تولد این حق برای وی به وجود می آید.
اهلیت اجرای حق که در عالم حقوق به آن (اهلیت استیفاء )می گویند: 
اهلیت دارا شدن حق همیشه همراه با اهلیت اجرا حق نیست یعنی شخصی می تواند دارای حق و تکلیفی باشد اما شایستگی و توانایی اجرا و استفاده از آن را ندارد  تا زمانی که به رشد و بلوغ برسد

تعریف حجر ،انواع و اوصاف حجر : 

واژه ی حجر در لغت به معنای ممنوعیت ،بازداشتن می باشد .
در اصطلاح حقوقی حجر به معنای عدم اهلیت استیفاء می باشد و عبارت است از منع شخص به حکم قانون از اینکه بتواند امور خود را بطور مستقل و بدون دخالت دیگری اداره کند و شخصا اعمال حقوقی انجام دهد وهمچنین عدم قانونی شخص در اعمال و اجرای حق . 

محجور کیست  


محجور کسی است که از تصرف در اموال خود محروم و ممنوع باشد و یا ممنوع بودن شخص از دخالت در اموال و حقوق مالی خود از طرف قانون. 

در حقوق امروز ی حجر دارای معانی وسیعی ات و نمی توان آن را محدوده امور مالی دانست ،البته حجر در امور مالی بیشتر مورد توجه حقوقدانان قرار گرفته است ،امور غیر مالی مانند طلاق می باشد ،بنابراین در حقوق ایران حجر هم در امور مالی و اور غیر مالی به کار برده می شود ،در تایید این نظر بطور مثال )می توان اشاره نمود که شخص مجنون (دیوانه ) به دلیل حجر کاملی که دارد از انجام دادن تمام اعمال حقوقی اعم از مالی و غیر مالی ممنوع است .

تقسیمات حجر چگونه است؟


با توجه به ممنوعیت شخص در تصرفات خود تقسیماتی برای حجر در نظر گرفته شده است که در ذیل به آنها اشاره می کنیم : 
حجر به معنای عام : منظور از حجر عام آن است که شخص بطور کلی از اجرای حق و انجام دادن اعمال حقوقی ممنوع باشد ، مثلا شخص مجنون (دیوانه ی کامل) به دلیل فقدان هیچ گونه قوای عقلی و اراده هیچ گونه عمل حقوقی چه عقد باشد چه ایقاع نمی تواند انجام دهد . 

حجر به معنای خاص : در حجر خاص شخص از پاره ای از تصرفات ممنوع می باشد ،حجر خاص محدود به امور مالی است ،حجر تاجر ورشکسته نوعی حجر خاص است زیرا تاجر ورشکسته پس از اعلام ورشکستگی از یکسری اعمال حقوقی مربو به امور مالی  محروم می شود مانند داشتن و بهره بردن از دسته چک  . 

حجر قانونی و حجر قضائی 


حجر ممکن است به حکم مستقیم قانون باشد یا به حکم دادگاه مثلا حجر صغیر قانونی است ولی حجر مجنونی که بعد از رسیدن به سن بلوغ و رشد دچار جنون شده است و نیز حجر تاجر ورشکسته که به حکم دادگاه نیاز دارد حجر قضائی محسوب می شود .

انواع محجورین و حدود حجر آنها : 

قانون مدنی محجورین را به سه دسته تقسیم نموده است : 

صغار ( صغیر ممیز و صغیر غیر ممیز ) 


صغیر و حدود حجر او : در زبان عامیانه و نوشته های غیر حقوقی به صغیر کودک خردسال ،طفل و بچه می گویند در اصطلاح فقهی و حقوقی به کسی اطلاق می شود که به سن بلوغ و رشد عقلی کامل نرسیده است .
اقسام صغر : 
الف) صغیر ممیز : به صغیری می گویند که دارای قوه ی درک نسبی است و بااینکه به بلوغ نرسیده می تواند زشت و زیبا ،سود و زیان را از هم بشناسد و می تواند اراده ی حقوقی داشته باشد .

ب) صغیر غیر ممیز : کسی است که فرو و خرید را نمی فهمد یعنی نمی داند که فروش موجب سلب مالیکت و خرید سبب به دست آوردن آن است . 

رشد : 

برای خروج صغیر از حجر ،رسیدن به بلوغ کافیست و رشد نیز شرط است .
مقصود از رشد این است که شخص توانایی اداره اموالش را به نحو عقلایی داشته باشد 
ماده ی 1210 قانون مدنی اظهار می دارد : رسیدن صغار (کودکان ) به سن بلوغ در دختران 18 سال تمام و در پسران 15 سال تمام را دلیل رشد قرار داده است و خلاف آن را محتاج به اثبات دانسته است . 

این چنین بنظر می رسد که اولا طبق نظر هیات عمومی ،ماده 1210 اصولا رسیدن به سن بلوغ را نشانه ی رشد و موجب رفع حجر دانسته و ناظر بر کلیه ی امور صغیر بجز امور مالی است ،ثانیا برابر تبصره 2 ماده مزبور رفع حجر از صغیر در امور مالی مشروط به دو شرط بلوغ و رشد است و قبل از احراز رشد شخص بالغ نمی تواند در اموال خود آزادانه تصرف کند . 

غیررشید و حدود حجر او : 


غیر رشید یا سفیه در لغت به معنای جاهل و احمق است و تصرفات مالی او عاقلانه نیست 

حجر سفیه محدود به امور مالی است و امور غیر مالی مانند طلاق را سفیه می تواند انجام دهد . 

بنابراین معاملات شخص سفیه غیر نافذ و باطل است ،غیر رشید به شخصی گفته می شود که پس از بلوغ رشد کافی را به دست نیاورده باشد .

معاملات با شخص سفیه مطابق با ماده ی 1214 قانون مدنی : (( معاملات و تصرفات غیر رشید در اموال خود نافذ نیست مگر با اجازه ی ولی و یا قیم او ،اعم از اینکه این اجازه قبلا داده شده باشد یا بعد از انجام عمل )) 


مجنون و حدود حجر او : 

مجنون کسی است که قوه ی عقل و درک ندارد و به اختلال کامل قوای عقلی مبتلاست 
مجنون و سفیه را نباید یکی پنداشت زیرا سفیه شخص عاقلی است که نمی تواند امور مالی خود را اداره کند ولی به اختلال کامل قوای دماغی مبتلا نیست .
درجات جنون : 
جنون عرفا دارای درجاتی است ،برخی دیوانگان حالت های خطرناکی دارند در صورتیکه برخی از آنان آرام و بی خط هستند اما در حقوق ایران این درجات نادیده گرفته شده است و ماده ی 1211 قانون مدنی مقرر می دارد : ( جنون به هر درجه که باشد موجب حجر است ) 

اقسام مجنون : 

الف ) مجنون دائمی : 

مجنون دائمی دارای جنون مستمر است و مطابق ماده ی 1213 قانون مدنی : مجنون دائمی مطلقا نمی تواند هیچ تصرفی در اموال و حقوق مالی خود بنماید ولو با اجازه ی ولی یا قیم خود .

ب )مجنون ادواری : 

مجنون ادواری حالت متفاوتی دارد  یعنی شخص گاهی دچار جنون می شود و گاهی در حالت افاقه بسر می برد .
ماده ی 1213 قانون مدنی اظهار می دارد : زمانی که مجنون ادواری در حالت عادی یا افاقه ی خود بسر می برد اعمال حقوقی وی نافذ است مشروط بر آنکه افاقه ی وی مسلم باشد . 

حال اگر اختلاف بوجود آید که مجنون ادواری در چه دورانی از حالت خود معامله انجام داده ،چگونه رفع اختلاف می شود ؟ 

ماده ی 1213 قانون مدنی اصل را بر وقوع معامله در حالت جنون و بطلان آن قرارداده است و شرط را بر اثبات افاقه قرار داده است و خلاف این اگر باشد باید اثبات گردد . 

بنابراین معامله ی شخص مجنون غیر نافذ است  و ولی و قیم او باید در معاملات وی تصمیم بگیرند . 

دولت به موجب قانون در قابل مجنون وظیفه دارد که برای شخص مجنون قیم در نظر بگیرد .

زمانی که مجنون به دیگری زیان وارد کند آیا خود دارای مسئولیت مدنی می باشد ؟ 

به موجب ماده ی 7 قانون مسئولیت مدنی : شخصی که وظیفه ی نگهداری و قیمومت  مجنون را بر عهده دارد باید جبران خسارت نماید حال در صورت فقدان سرپرست و قیم قانونی مجنون طبق ماده ی (1216 قانون مدنی ) خود او مسئول جبران خسارت است اگر مجنون مالی برای جبران خسارت نداشت این حق از بین نمی رود و هر زمان که استطاعت مالی پیدا کرد زیان دیده می تواند برای استیفای طلب خود اقدام کند . 



۵ / 4.5 (از مجموع 1 رای)

دریافت خدمات حقوقی به صورت شبانه روزی

این مقاله رو به اشتراک بگذار!
مشاوره رایگان با وکیل