تدلیس در ازدواج چیست

ازدواج،‌ امری دیرینه است که همواره در جوامع بشری وجود داشته است.
در کشور اسلامی ایران نیز این امر به عنوان یک امر اسلامی  وجود دارد. 
ازدواج به عنوان یک قرارداد بین زن و مرد منعقد می شود که به موجب این قرارداد زن به عقد دائم( درصورتیکه که عقد موقت نباشد ) و شرعی مرد در می آید. 
قرارداد ازدواج از سایر عقود مستثنی نبوده و از شرایطی که در هر قرارداد باید وجود داشته باشد نیز پیروی میکند. 
از جمله این شرایط میتوان به عدم وجود تدلیس در هنگام انعقاد قرارداد اشاره کرد .

تدلیس از ریشه عربی دَلس و دُلسه (ظلمت و تاریکی) و در لغت به معنای کتمان کردن و پوشاندن است. پس میتوان گفت تدلیس در قرارداد یعنی اینکه امری که در انعقاد قرارداد موثر می باشد را پنهان کنیم که این پنهان کاری موجب شود که انعقاد قرارداد به ضرر طرف مقابل شود و یا فرد قراردادی را منعقد کند که مدنظر او نبوده است. 

شرایط تدلیس

برای به وقوع پیوستن تدلیس به دو شرط نیاز می باشد:۱- انجام عملیات اعم از گفتار و  یا فعل ۲- فریب دادن
پس برای اینکه تدلیس به وقوع بپیوندد باید دو شرط وجود داشته باشید؛ اول اینکه عملی از فرد سر بزند که که فریبکارانه و متقلبانه باشد و دوم اینکه فرد را فریب داده و موجب فریب خوردن فرد شود. 
در عقد ازدواج ، در صورتی که زن یا مردی یا شخص ثالثی رفتاری انجام دهد که این رفتار متقلبانه و یا   با فریبکاری انجام شده باشد ، تدلیس یا همان فریب رخ داده است 
تدلیس یک عمل مجرمانه میباشد و مجازات هم به همراه دارد:
طبق ماده ۶۴۷قانون مجازات اسلامی،٫ چنانچه هر یک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی، تکمن مالی، موقعیت‌ اجتماعی، شغل و سمت خاص، تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد بر مبنای هر یک از آن‌ها واقع شود مرتکب به حبس تعزیری از شش ماه تا دو سال‌محکوم می‌گردد
البته باید توجه شود که در مورد موارد بالا وضعیت خود طرف مقابل نیز دخیل هست یعنی اگر فرد آگاهی داشته باشد و خود عمدا تن به این ازدواج دهد ، تدلیس رخ نداده است.
همچنین این مسئله از اهمیت زیادی برخوردار است که آن چیزی که کتمان شده است یا با فریب کاری ، موجب فریب خوردن فرد شده باشد باید از مواردی باشد که در عقد تاثیر زیادی داشته باشد و به عبارتی عقد بر مبنای آن منعقد شده باشد . 
البته در مواردی که عقد بر مبنای آن نیز منعقد نشده باشد میتوان وقوع تدلیس را بررسی نمود.  
و همچنین ماده ۱۱۲۸قانون مدنی ک بیان دارد: هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل ‌حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متباینا بر آن واقع شده باشد.
در اینجا نیز یکی بحث بنا شدن عقد بر آن وصفی که بیان شده و یکی هم شرط شدن صفتی در عقد می باشد یعنی در عقد شرط شده باشد که صفت مشخصی در فرد وجود داشته باشد حال بعد از عقد مشخص شود که صفت مذکور در فرد وجود نداشته باشد این مورد همچون شرط ضمن عقد می باشد و می تواند عدم وجود آن ایجاد حق فسخ نماید. 
بطور مثال :عاقد سر سفره ی عقد بخواند دوشیزه محترمه ولی بعد از ازدواج مشخص شود خانوم بکارت نداشته است. در این مثال هر چند بکارت دختر در سند نکاحیه ذکر نشده باشد ولی با بیان عاقد معلوم می شود که دختر دوشیزه است . 
البته بحث بکارت را میتوان از منظر های متفاوت مورد بررسی قرار داد که در اینجا مثالی در باب تدلیس مطرح شد . 
 هرگاه نکاحی که صورت گرفته است ناشی از تدلیس باشد شخصی که فریب خورده است میتواند طبق قواعد و قانون مسئولیت مدنی مطالبه خسارت بنماید اعم از اینکه همسر فریب خورده حق استفاده از فسخ نکاح را نیز دارد و چنانچه نزدیکی هم صورت گرفته باشد حق گرفتن مهریه برای زن وجود ندارد . 
شایان ذکر است صرفا دروغ گفتن یا کتمان حقیقت تدلیس محسوب نمیشود بلکه وجود صفت مد نظر باید بطور صریح یا ضمنی شرط شود و عقد بر مبنای آن منعقد گردد.
که میتوان در مورد ضمنی به همان مثال دوشیزه بودن اشاره کرد و یا مثلا در مراسم خواستگاری پسر ادعا کند که دکتر میباشد ولی بعد معلوم شود که دکترا نداشته است و در مورد صریح هم میتوان به مواردی اشاره کرد که در سند نکاحیه عینا ذکر می شود . 
دعوای تدلیس در دادگاه حقوقی تحت عنوان  دادخواست فسخ نکاح و در دادگاه کیفری تحت عنوان تدلیس در نکاح مطرح می شود.
معمولا هنگامی از طریق دادخواست حقوقی اقدام می شود که در واقع تدلیس اثبات شده باشد و یا وصف تعیین شده به طور صریح مطرح شده باشد اما زمانی که تدلیس هنوز اثبات نشده باشد بهتر است از طریق کیفری اقدام نمود.

۵ / 4 (از مجموع 1 رای)

دریافت خدمات حقوقی به صورت شبانه روزی

این مقاله رو به اشتراک بگذار!

پرسش و پاسخ های مرتبط

سوال حقوقی