اجازه پدر در ازدواج دوم دختر چگونه است؟



 همانطور که میدانیم اگر دختری بخواهد ازدواج کند میتوانیم بگوییم که علی الاصول  نیار به اذن و اجازه پدر دارد یعنی خود این امر هم دارای استثنائاتی است که در این مقاله آن را بررسی خواهیم نمود ؛

مواردی که نیاز به اذن ولی در عقد نکاح است؛

 نکاح فرزند پسر کمتر از ۱۵ سال شمسی نیاز به اذن ولی و حکم دادگاه دارد.

نکاح فرزند دختر کمتر از ۱۳ سال شمسی نیاز به اذن ولی و حکم دادگاه دارد‌.

نکاح فرزند دختر بیشتر از ۱۳ سال شمسی اگر باکره باشد نیاز به اذن ولی دارد و اگر باکره نباشد نیاز به اذن کسی ندارد.

در ادامه به بررسی ضوابط مربوط به اذن ولی برای نکاح دختر باکره میپردازیم ؛

احکام اذن ولی برای نکاح دختر باکره ؛

ازدواج دختر باکره نیازمند اذن ولی منظور از ولی پدر یا جد پدری است.
اذن ولی قهری ،قبل از انعقاد نکاح  قابل رجوع است بنابراین اگر پدری به دخترش برای ازدواج با پسری اذن داده باشد تا زمانی که دختر با آن پسر ازدواج نکرده است آن پدر میتواند از اذن خود رجوع کند.
اذن ولی قهری  به دختر باکره به طور مطلق قابل رجوع است حتی اگر این اذن به صورت شرط ضمن  العقد لازمی درج شده باشد ،بنابراین اگر ضمن صلح نامه ای پدری به دخترش اذن دهد که با فلان پسر ازدواج کند باز هم می‌تواند از این اذن بازگردد.

اذن به نکاح باید به طور خاص و نسبت به شخص معین باشد نه به طور عام به عبارت دیگر ولی نمی تواند به دختر باکره این اذن کلی را بدهد که با هر شخص که بخواهد ازدواج کند.

 اگر دختر باکره بدون اذن پدر اقدام به ازدواج کند این ازدواج غیر نافذ است اگر به عدم پدر این ازدواج را تنفیذ کند ازدواج صحیح می شود و اگر رد کند ازدواج باطل میشود.

در ادامه به بررسی دو سوال مهم در مورد رابطه زوال بکارت و سقوط ولایت پدر و سلب اذن میپردازیم پس همراه ما گروه وکلا و مشاوران و کارشناسان حقوقی سایت وکیلوند اولین استارتاپ حقوقی ایران بمانید. 

اگر زوال بکارت به واسطه بیماری یا تصادف و امثال آن باشد آیا ازدواج دختر نیاز به اذن ولی دارد ؟
اگر زوال بکارت به واسطه بیماری یا تصادف یا امثال آنها باشد باز هم دختر باکره محسوب و ازدواج او نیاز به اذن ولی دارد.

 اگر زوال بکارت به واسطه رابطه نامشروع دختر باشد آیا باز هم دختر باکره محسوب و ازدواج آن نیاز به اذن ولی دارد ؟
طبق  رای وحدت رویه مورخ ۱۳۶۳/۳/۲۴ دیوان عالی کشور اگر زوال بکارت دختر به واسطه مباشرت نامشروع زنا باشد لزوم اذن ولی برای ازدواج دختر منتفی می‌شود در این رای  وحدت رویه آمده است که مشروعیت دخول قبل از عقد شرط صحت عقد و یا شرط سقوط ولایت پدر نیست و دخول مطلقاً چه  مشروع باشد یا غیر مشروع سبب سقوط ولایت پدر می باشد، که البته به این رای وحدت رویه انتقاداتی نیز وارد است چرا که این رای وحدت رویه تالی فاسد های بسیار دارد زیرا بر امر نامشروع و حرام اثر قانونی مترتب کرده است .

 اگر هیچ یک از پدر و جد پدری در قید حیات نباشند تکلیف اذن چه میشود ؟

اگر هیچ یک از پدر و جد پدری در قید حیات نباشند ازدواج دختر نیاز به اذن شخص یا مرجعی ندارد،

 اگر ولی قهری بدون علت موجه از دادن اذن امتناع کند دختر چه اقدامی را میتواند انجام دهد ؟

 اگر ولی قهری ،بدون علت موجه از دادن از دادن اذن امتناع کند ،دختر باکره برای ازدواج به جای اذن ولی از دادگاه اذن میگیرد .برای این منظور  باید مردی را که قصد ازدواج با او را دارد با قید میزان مهریه به دادگاه معرفی کندتا دادگاه با بررسی شرایط آن مرد و زن به دختر اذن ازدواج دهد .


 اگر ولی قهری در محل حاظر نباشد آیا اذن آن ساقط است ؟
اگر ولی در محل حاظر نباشد و دسترسی به او نباشد به نحوی که اذن گرفتن از او ممکن نباشد مانند آنکه ولی قهری غایب مفقود الاثر باشد ،اذن ولی ساقط میشود ،البته این امر که ولی در دسترس نیست و استیذان ممکن نیست باید در دادگاه اثبات شود 
 این امر که ولی در دسترس نیست و استیذان از اما ممکن نیست باید در دادگاه اثبات شود.

در ادامه به بررسی این سوال میپردازیم که آیا اجازه پدر در ازدواج دوم دختر لازم است ؟

 در اینجا بایستی قایل به تفکیک شویم و بگوییم که اگر دختری با اذن ولی ازدواج کند و سپس قبل از رابطه مباشرت بین او و همسرش طلاق رخ دهد این دختر برای ازدواج بعدی نیز همچنان باکره است و برای ازدواج بعدی نیاز به اذن ولی دارد حتی اگر بخواهد با همان شوهر سابقش دوباره ازدواج کند چون هنوز زوال بکارت نشده است .
ولی اگر زوال بکارت شود دیگر اذن مطالبق رای وحدت رویه ساقط شده و نیاز به اذن نیست .


 در ادامه به بررسی طرح دعوای اجازه از ازدواج دختر باکره و نمونه آرای آن میپردازیم ؛

بررسی حقوقی دعوای اجازه ازدواج دختر باکره

مطابق قواعد مندرج در قوانین مدنی و شریعت اختیار کلیه امور مالی و غیر مالی دختران و خانمها تا سن بلوغ (9 سالگی) با پدر است.پس از سن 9 سالگی تا سن رشد (18 سالگی)اختیار اداره کلیه امور مالی و اداره اموال در اختیار پدر باقی می ماند. پس از سن 18 سالگی یا اثبات رشد (قبل از رسیدن به 18 سالگی بعد از بلوغ) دختران و اناث اختیار تمام امور مالی و غیر مالی خود را دارند و با قانون گذاری فعلی حتی میتواند بدون نیاز به اجازه و رضایت پدر گذرنامه و پاسپورت بگیرند و دیگر ممنوع الخروج نیستند، بجز اجازه ازدواج و اذن ازدواج که صرف نظر از سن، دختر دوشیزه برای ازدواج نیاز به اذن پدر دارد.

نکات مهم دعوای اذن در ازدواج 

1- در صورتیکه دختر دوشیزه تمایلی به ازدواج داشته و فرد مناسبی را برای ازدواج در نظر داشته باشد یا فرد متعارفی از ولی خواستگاری نماید و پدر اذن و رضایت به این ازدواج ندهد دختر دوشیزه میتواند با مراجعه به دادگاه خانواده میتواند تقاضای اذن در ازدواج بنماید.

2-دادگاه خانواده بعد از رسیدگی و تشخیص صلاحیت معرفی شده به عنوان خواستگار اقدام به صدور اجازه ازدواج مینماید.

نکته: قاضی برای تشخیص صلاحیت خواستگار هم کفو بودن و صلاحیت مالی و اخلاقی را در نظر می گیرد.

3- خوانده این دعوا پدر است و خواهان آن دختر و خواستگار هم به دادگاه معرفی میشود و حسب تشخیص قاضی دادگاه خانواده و طبق روش و سلیقه ایشان رسیدگی انجام میشود.

4- داشتن وکیل طبیعتاً مسیر حصول نتیجه را هموار میکند. 

5- توجه داشته باشید که ضرورت اذن در ازدواج خاص ازدواج دختر دوشیزه است و شامل خانمی که قبلا ازدواج کرده نمیشود. 

6- ضرورت اذن در ازدواج مخصوص ازدواج دائم است و در ازدواج موقت نیاز به اذن پدر نیست.

7- در صورت فوت پدر اذن در ازدواج با جد پدری است.

8- در صورت فوت پدر و جد پدری اذن در ازدواج لازم نیست و شخص دیگری این حق را ندارد و چنین نیست که مادر یا جد مادری یا عموها و سایرین حقی در این خصوص داشته باشد. 

9- در مورد ماهیت اذن در ازدواج که جزء تشریفات است یا شرط صحت عقد، بحث فراوان شده به نظر نگارنده جزوی از تشریفات ضروری عقد است که قانون گذار تلاش نموده با اعمال و اجبار به انجام آن از ریسگ و احتمال شکست ازدواج بکاهد و پدر و جد پدری را به طور سنتی مناسبترین افراد برای تشخیص این مصلحت مناسب دانسته.

10- اخیرا مذکرات و پیشنهاداتی در مجلس صورت گرفته که تحت شرایطی حتی بدون اجازه پدر، قانونگذار اجازه ازدواج به دختران دوشیزه بدهند که به طور خلاصه این شرایط عبارتنداز : داشتن حداقل 28 سال سن و حداقل 5 سال سابقه کار و حداقل تحصیلات کارشناسی ارشد.


مراحل رسیدگی به پرونده درخواست اذن ازدواج 

ممکن است دختری خواهان ازدواج با شخصی باشد اما پدر او به هر علت اجازه ازدواج را به وی ندهد. در این موارد دختر می‌تواند با مراجعه به دادگاه اجازه ازدواج خود با دیگری را تحت شرایطی اخذ کند. طبق قانون مدنی ایران: «نکاح دختر باکره، اگرچه به سن بلوغ رسيده باشد، موقوف به اجازه‌ پدر يا جد پدري او است و هر گاه پدر يا جد پدري بدون علت موجه از دادن اجازه مضايقه کند، اجازه‌ او ساقط شده و در اين صورت دختر مي‌تواند با معرفي کامل مردي که مي‌خواهد با او ازدواج کند و شرايط نکاح و مهري که بين آنها قرار داده شده، پس از اخذ اجازه از دادگاه مدني خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام کند». البته اين مورد در قوانين ايران خيلي باب نيست اما در صورتي كه اين مورد بروز كند، ‌مانند پرنده‌اي كه در ادامه در آن بيشتر خواهيد خواهند، قانون‌گذار راهكارهاي قانوني پيش‌بيني كرده است. 
 
 

شروع دعوا - اجازه ازدواج دختر باکره

خواهان دادخواستي به خواسته اجازه ازدواج دختر به علت مجهول‌المكان بودن پدر خود تنظيم کرده و پس از ابطال تمبر دعواي غيرمالي و با انضمام دلايل خود یعنی كپي مصدق شناسنامه تقديم مجتمع قضایی دادگاه‌های خانواده کرده است.
اين پرونده پس از ثبت در مجتمع قضایی از طرف معاونت مجتمع به یکی از شعبات خانواده مستقر در آن مجتمع براي رسيدگي ارجاع شده است و مراتب تكميل پرونده توسط مدير محترم دفتر تایيد و به نظر رياست دادگاه مي‌رسد. طبق دستور رياست مجتمع، دفتر با تعيين وقت جلسه رسيدگي، طرفين را دعوت مي‌كنند و نسخه ثاني و ضمایم دادخواست به خوانده ارسال مي‌شود. 
خواهان در دادخواست خويش چنين عنوان مي‌كند: «اينجانب با داشتن 21 سال سن و شرايط و موقعيت شرعي و قانوني آمادگي كامل براي ازدواج دارم و فردي كه از هر جهت با من هم كفو است، براي ازدواج از من خواستگاري كرده است. نظر به اين‌كه عقد نكاح دايم منوط به رضايت پدر است که مدتي است غايب و مجهول‌المكان است. نام همسر آينده‌ام جواد مي‌باشد. به این ترتیب مستندا به ماده 1044 قانون مدني تقاضاي رسيدگي را خواستارم». 
 

 

رسیدگی دادگاه - اجازه ازدواج

به علت مجهول‌المكان بودن خوانده(پدر دختر)، وقت دادرسي و دادخواست و ضمایم آن به تجويز ماده 73 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی از طريق نشر آگهي در روزنامه كثيرالانتشار ابلاغ مي‌شود و به درخواست خواهان اين عمل انجام مي‌شود. در وقت مقرر جلسه دادگاه تشكيل شده و خواهان حاضر است، اما خوانده با وجود ابلاغ قانوني در دادگاه حاضر نشده است. خواهان اظهار مي‌کند که خواسته من به شرح دادخواست تقديمي است. دادگاه طي دستوري اعلام مي‌كند كه دفتر طي شرح دستور به واحد مددكاري اعلام شود که از محل اقامت پدر خواهان و همين طور از وضعيت اجتماعي و اخلاقي «آقاي جواد» تحقيق به عمل آمده و نتيجه را به اين دادگاه اعلام کند. 

راي دادگاه - اجازه ازدواج دختر باکره

درخصوص دادخواست خانم «شقايق» به طرفيت آقاي «نادر» به خواسته اجازه ازدواج بدون اذن ولي قهري به اين توضيح كه خواهان بيان داشته، خوانده، پدرش بوده و مدت 18 سال است، خانواده را ترك كرده و به جاي نامعلوم رفته است و وي 21 سال سن دارد و ديپلم رشته كامپيوتر را اخذ كرده است و از دادگاه تقاضاي اجازه ازدواج با نامزدم بدون اجازه پدرش را دارد. 
خوانده از طريق نشر آگهي به جلسه دادگاه دعوت شده است، اما در جلسه دادرسي حاضر نشده و لايحه‌اي هم ارسال نکرده است. دادگاه با توجه به اوراق و محتويات پرونده و استماع شهادت شهود خواهان، موقعيت اجتماعي و اخلاقي نامزد خواهان و مجهول‌المكان بودن پدرخوانده و احراز هم كفو بودن نامزد خواهان با ايشان، به استناد ماده 1044 قانون مدني به وي اجازه داده مي‌شود تا بدون اجازه ولي قهري با نامزد خود آقاي جواد با تعداد 240 عدد سكه بهار آزادي و هزينه سفرحج تمتع ازدواج دایم کرده و وقوع آن را در یکی از دفاتر ازدواج به ثبت برساند و دفاتر رسمي ازدواج نيز موظف به ثبت واقعه اين ازدواج است. 
راي صادره غيابي و ظرف مدت بيست روز پس از ابلاغ قابل واخواهي در همين شعبه و سپس ظرف 20 روز قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظراستان تهران است». 
راي صادره به خواهان در دفتر دادگاه ابلاغ مي‌شود و براي ابلاغ به خوانده با توجه به مجهول‌المكان بودن در روزنامه كثيرالانتشار آگهي مي‌شود. پس از قطعي شدن دادنامه، خواهان تقاضاي گواهي قطعيت به جهت ارایه به دفتر ثبت رسمي ازدواج مي‌كند و حسب درخواست نامبرده گواهي قطعيت و اين‌كه اجراي آن بلامانع است را برای ارایه به دفترخانه صادر مي‌كند. 

منبع ؛«کتاب آموزش جامع حقوق مدنی دکتر محمد مهدی توکلی»

۵ / 4 (از مجموع 1 رای)

دریافت خدمات حقوقی به صورت شبانه روزی

این مقاله رو به اشتراک بگذار!
مشاوره رایگان با وکیل