عناصر تشکیل دهنده جرم

عناصر تشکیل دهنده جرم 


1-عنصر قانونی: یعنی آن موادی که قانونگذار در آنها دو امر را توامان تصریح کرده است الف:عنوان مجرمانه ب: نوع و میزان مجازات ، اما دو استثناع نسبت به عنصر قانونی وجود دارد
الف: جرائم درحکم یعنی مواردی که قانونگذار اگرچه در ماده عنوان مجرمانه را تصریح کرده است اما مجازات آن را بیان نکرده و به ماده دیگری احاله داده است مانند آنکه انتقال مال غیر یا معامله معارض جرائم درحکم کلاهبرداری هستند و برای تشخیص نوع و میزان مجازات باید به ماده کلاهبرداری رجوع شود ب: در جرم جعل به موجب ماده523 از کتاب تعزیرات قانونگذار رفتار های جعل و حتی عنصر روانی آن یعنی قصد تقلب را ذکر کرده است اما نه مجازات را تصریح کرده و نه احاله داده است و به همین دلیل ماده 523 عنصر قانونی جرم جعل محسوب نمی شود اگرچه صرفاً یک مستند قانونی می باشد.
2-عنصر مادی: یک رفتار اعم از فعل یا ترک فعل که البته مواردی مانند حالت ویا فعل ناشی از ترک فعل چون در قانون تصریح نشده است شامل رفتار نمی گردند.

ترک فعل با دو منشاء می تواند مسئولیت کیفری ایجاد کند:


1-منشاء قانونی: یعنی قانونگذار وظیفه خاصی را بر عهده فرد گذاشته باشد مانند پزشک یا پرستار 
2-منشاء قراردادی: یعنی خود فرد انجام کاری را بر عهده گرفته باشد حتی اگر قانونگذار چنین وظیفه ای ایجاد نکرده باشد که این ترک فعل و داشتن این وظیفه بر اساس اوضاع احوا و قرائن احراز می شود مانند مادر یا دایه ای که شیر دادن را بر عهده گرفته است ماده 295 ق م ا

نکته: ترک فعل می تواند عنصر مادی قتل عمد یا شبهه عمد یا خطای محض باشد 

نکته: هیچگاه ترک وظیفه اخلاقی یا وظیفه شرعی حتی اگر منجر به سلب حیات هم شود عنصر مادی جرم قتل محسوب نخواهد شد 

نکته: ترک فعل با وظیفه قانونی یا قراردادی هنگامی مسئولیت کیفری ایجاد می کند که فرد توانایی انجام آن وظیفه را دارا باشد یعنی رابطه علیت وجود داشته باشد و جرم به فرد مستند شود( مستند شدن یعنی آن جرم به فرد قابل انتساب باشد به همین دلیل ماده 295 در همه انواع قتل ها ترک فعل را به عنوان عنصر مادی پذیرفته است) 

 همه جرائم رفتار را برای تشکیل لازم دارند اما بر اساس رکن نتیجه جرم تقصیم می شود به:


1- جرم مطلق: یعنی جرمی که صرف رفتار برای تحقق جرم کافی است و قانونگذار نتیجه را برای تحقق جرم لازم نمی داند یعنی جرم مطلق جرمی است که نتیجه را لازم ندارد. مانند ماده 498 و 503 قانون تعزیرات 
2 - جرم مقید: جرمی است که علاوه بر رفتار نتیجه را نیز برای تشکیل جرم لازم دارد مانند قتل که رفتار اقدام سالب حیات است و نتیجه سلب حیات می باشد.

نکته: اصل بر مطلق بودن جرائم است و مقید بودن جرم امری استثنایی است و نیازمند تصریح است لذا اگر قانونگذار به نتیجه تصریح ننماید آن جرم باید مطلق محسوب شود.
نکته: مطلق و مقید بودن جرائم مانع التجمع هستند و به همین دلیل هیچگاه یک جرم واحد نمی تواند در شرایط مطلق و در شرایط دیگر مقید باشد 

مثال جرم مقید: جرم خیانت در امانت رفتار = استعمال کردن ، تصاحب کردن (برخورد مالکانه با مال مانند فروختن یا اجاره دادن یا رهن گذاشتن ) تلف کردن (اعم از جزء یا کل) و مفقود کردن (دور کردن مال از دسترس مالک بدون آنکه منجر به تلف شود) لذا تلف شدن و مفقود شدن عنصر مادی خیانت در امانت  نمی باشد.
نتیجه =  ورود ضرر به مالک یا متصرف 

نکته : اگر الف مالی را به ب سپرده باشد و ب به عنوان امین مبادرت به فروختن آن مال نماید صرف این رفتار موجب تحقق جرم خیانت در امانت نمی باشد ، بلکه اگر این فروختن منجر به نتیجه یعنی ورود ضرر شود جرم خیانت در امانت تشکیل شده است در غیر این صورت حتی سپرده شدن مال و حتی تصاحب کردن آن توسط امین نمی تواند موجب تشکیل جرم خیانت در امانت شود زیرا نتیجه یعنی ورود ضرر لازمه تشکیل جرمه خیانت در امانت است.
وجه افتراق و شناسایی جرم مطلق از مقید در عنصر مادی جرم است 


3-عنصر روانی جرم:


تمامی جرائم برای تشکیل ، عنصر روانی لازم دارند خواه جرم عمدی باشد یا غیرعمدی بنابراین عنصر روانی جرائم عمدی سؤنیت می باشد و عنصر روانی جرائم غیر عمدی تقصیر می باشد که دارای مصادیقی مانند  بی احتیاطی ، سهلنگاری ، بی موالاتی و از این قبیل است

نکته: (اصل بر عمدی بودن جرائم است) لذا مادامی که قانونگذار در متن ماده به لفظی که دلالت بر تقصیر نماید تصریح نکرده است اصل بر عمدی بودن آن جرم است مگر آنکه استثناعاً به غیر عمدی بودن تصریح شود.(مانند جرم اتلاف اسناد دولتی توسط مامورین دولتی که به آنها سپرده شده است) در این صورت حتی اگر بر اثر سهلنگاری مامور دولت آن سند تلف شود بازهم جرم تحقق یافته است.


 عنصر روانی دارای 2 رکن است:


 1- سوء نیت عام: که تمامی جرائم عمدی سوء نیت عام را لازم دارند یعنی عالماً و عامداً مرتکب جرم شود
نکته:عمد یعنی اراده آزاد در ارتکاب جرم مانند آنکه تحت تاثیر اکراه نباشد.

نکته:علم یعنی بداندکه بر رفتارش عنوان مجرمانه مترتب است یعنی بداند که وقتی رفتاری مانند خارج کردن مال را انجام میداده بر این رفتار عنوان سرقت مترتب میشده است.

نکته: باید بین سؤنیت عام و رفتار ارتکابی تقارن زمانی وجود داشته باشد. یعنی در همان لحظه ارتکاب رفتار بداند که بر رفتارش عنوان مجرمانه مترتب است لذا آگاه شدن بعدی تاثیری ندارد ،یعنی فقدان تقارن زمانی موجب عدم تشکیل جرم می گردد.

سؤنیت خاص باید بین مطلق یا مقید بودن جرم تفکیک قائل شد:


نکته: برخی جرائم مطلق سوءنیت خاص لازم دارند (برخی نیز مانند جرم توهین سوءنیت خاص لازم ندارند608) اما تمامی جرائم مقید سوءنیت خاص را برای تشکیل لازم دارند لذا سرقت یا کلاهبرداری از آنجا که جرم مقید هستند سوءنیت خاص را برای تشکیل لازم دارند.

الف: در جرائم مطلق: سؤنیت خاص یعنی قصد خاصی که در قانون به آن تصریح شده است و لازمه تشکیل جرم می باشد مانند جرم نشر اکاذیب که یکی از دو قصد خاص ذیل را لازم دارد تا بتوان گفت این جرم مطلق تشکیل شده است.1 قصد تشویش اذهان عمومی  یا  قصد اضرار به غیر لذا صرف منتشر کردن اکاذیب جرم نمی باشد.

ب: جرم مقید: سوء نیت خاص یعنی قصد نتیجه لذا ممکن است نتیجه نیز واقع شده باشد اما چون مرتکب قصد آن نتیجه را نداشته است جرم تشکیل نگردد . مانند آنکه امین مال را تصاحب کرده و حتی ضرر هم به مالک وارد شده باشد اما امین از رفتاری که انجام داده قصد وارد کردن ضرر نداشته باشد که در این صورت به دلیل فقدان سوءنیت خاص جرم خیانت در امانت محقق نشده است.

۵ / 5 (از مجموع 3 رای)

دریافت خدمات حقوقی به صورت شبانه روزی

این مقاله رو به اشتراک بگذار!
مشاوره رایگان با وکیل