فسخ نکاح چیست؟

فسخ نکاح چیست؟

موجبات انحلال عقد نکاح: 

مستند به ماده 1120 قانون مدنی عقد نکاح به فسخ یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل می شود اما علاوه بر موارد فوق انقضاء مدت در عقد انقطاع، فوت یکی از زوجین ، لعان، ارتداد، تغییر جنسیت یکی از زوجین نیز سبب انحلال نکاح می شود.

نکته قابل توجه اینکه فسخ نکاح تا قبل از انحلال نکاح قابل اعمال است به همین دلیل بعد از طلاق رجعی و در زمان عده ، شوهر ، حق فسخ نکاح را ندارد ( دکتر کاتوزیان (84) ش 173)

 شباهت های فسخ نکاح  وطلاق در عقد نکاح :

فسخ و طلاق از جهاتی به هم شبیه هستند از جمله :

1-هر دو موجب انحلال نکاح می شوند 
2-هر دو عمل حقوقی یکجانبه محسوب می شوند (ایقاع)
3-اثر آنها ناظر به آینده است 
4-احکام راجع به عده آنها نیز یکسان است 

تفاوت های فسخ نکاح و طلاق  در عقد نکاح:

فسخ و طلاق از جهات مختلفی باهم تفاوت دارند از جمله :

1-موجبات فسخ و طلاق متفاوت هستند
2-فسخ نکاح ، فاقد تشریفات لازم برای طلاق است ، مثل تکلیف رجوع به داوری
3-صحت طلاق منوط به شرایط خاصی در زن است. مثل پاکیزگی 
4-در فسخ نکاح ، به هیچ عنوان امکان رجوع برای مرد وجود ندارد 
5-میزان مهر در انحلال ناشی از فسخ با زطلاق تفاوت دارد 
6-فسخ نکاح ممکن است از جانب مرد یا زن باشد ولی طلاق از جانب مرد یا به نیابت از او واقع می شود 
7-فسخ نکاح هیچگاه باعث حرمت نمی شود 
8-طلاق مخصوص نکاح دائم است ولی فسخ نکاح هم در نکاح منقطع و هم در نکاح دائم وجود دارد 

مواردی که فسخ نکاح امکان پذیر است:

مستند به ماده 1121 قانون مدنی  جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار ، اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد ، برای طرف مقابل موجب حق فسخ است.
با توجه به شرایط استقرار ، چنانچه جنون زودگذر باشد موجب حق فسخ نخواهد بود اما مستمر بودن جنون شرط نیست و به استناد جنون ادواری نیز می توان نکاح را فسخ نمود  

 عیوبی که برای زن حق فسخ ایجاد میکند:

1-خصاء : یعنی اختگی مرد حتی اگر توانایی برقراری ارتباط زناشویی را داشته باشد
2-عنن به شرط اینکه ولو یک بار عمل زناشویی را انجام نداده باشد 
3-مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازه ای که قادر به عمل زناشویی نباشد

توضیح اینکه مطلبق ماده 1125 جنون و عنن در مرد هرگاه بعد از عقد هم حادث شود موجب فسخ برای زن خواهد شد  بر خلاف مرد ، در خصوص زن که جنون زن پس از عقد موجب حق فسخ برای مرد نمی شود

عیوبی که برای مرد حق فسخ ایجاد میکند:

1-قرن : استخوان زائدی در آلت تناسلی است که مانع نزدیکی می گردد
2-جذام: همان خوره که نوعی بیماری پوستی است 
3-برص: پیسی که نوعی بیماری پوستی است 
4-افضاء : یکی شدن مجرای بول و حیض 
5-زمین گیری 
6-نابینایی از هر دو چشم

توضیح اینکه : مطابق ماده 1124 عیوب زن در صورتی برای مرد حق فسخ ایجاد میکند که عیب مذبور در حال عقد وجود داشته باشد چنانچه به جهتی از قبیل درمان یا جراحی عیب زن مرتفع گردد نمی توان به استناد عیب سابق برای مرد خیار فسخ قائل شد( کاتوزیان (84) ص 259)

الزامی بودن جهل به عیب:

مستند به ماده 1126 قانون مدنی  هریک از زوجین که قبل از عقد عالم به امراض مذکوره در طرف دیگر بوده بعد از عقد حق فسخ نخواهد داشت
نکته دیگر اینکه : در کلیه موارد فوق در صورتیکه عیب مذبور به موجد خیار فسخ است قبل از اعمال خیار مرتفع گردد یعنی از بین برود یا درمان شود حق فسخ طرف دیگر ساقط می گردد

مواردی که برای زوجین حق فسخ ایجاد می شود:

تخلف از شرط صفت:


مطابق ماده 1128 قانون مدنی هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبایناً بر آن واقع شده باشد.

تدلیس در نکاح:


تدلیس هنگامی صدق میکند که سوء نیت و قصد فریب وجود داشته باشد یعنی یک طرف به عمد با اعمال متقلبانه خود ، عیبی را مخفی نگاه داشته یا وصفی را که مورد توافق طرفین بوده از خود نشان دهد در حالیکه در واقع فاقد آن بوده است 
نکته بسیار مهم اینکهع تدلیس از جانب شخص ثالث موجب خیار فسخ برای طرف دیگر طرفین نمی شود مگر آنکه تدلیس با هماهنگی و تبانی یکی از طرفین عقد صورت گرفته باشد 
سکوت در خصوص عیب های آشکار نیز عمدتاً قابل مسامحه است به عنوان مثال مصنوعی بودن پا یا دست که عرفاً انتظار میرود شخص آن را بیان کند ولی می تواند از مصادیق تدلیس به شمار آی
نکته: تدلیس در نکاح هم جنبه کیفری دارد (ماده 647 قانون تعزیرات) هم شخص فریب خورده میتواند از شخص فریب دهنده مطالبه خسارت کند.

فوری بودن خیار فسخ در عقود:

مطابق ماده 1131 قانون مدنی خیار فسخ فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع به علت فسخ، نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط می‌شود به شرط این‌ که علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد تشخیص مدتی که برای امکان استفاده از خیار لازم بوده بنظر عرف و عادت است 
نکته: اسقاط خیار فسخ ممکن و جایز است مگر در خصوص خیار تدلیس که تنها پس از اطلاع از فریب قابل اسقاط است.
نکته : فوریت استفاده از خیار فسخ ، مشروط به علم شخص به حق فسخ خود و فوریت آن می باشد در این خصوص ادعای جهل به قانون مسموع است اما مدعی جهل باید آن را اثبات کند.چراکه ادعای وی خلاف اماره قانونی است که همگان را مطلع از قانون فرض می کند

تنفاوت تشریفات طلاق و فسخ نکاح:

مستند به ماده 1132 در فسخ نکاح رعایت ترتیباتی که برای طلاق مقرر است شرط نیست.
فسخ نکاح بر خلاف طلاق رضایی است.




۵ / 4.88 (از مجموع 4 رای)

دریافت خدمات حقوقی به صورت شبانه روزی

این مقاله رو به اشتراک بگذار!
مشاوره رایگان با وکیل