قانون ارث بری اشخاص هر طبقه و دسته

قانون ارث بری اشخاص هر طبقه و دسته


تعرف ارث:

انتقال خود به خودی و قهری اموال متوفی به وراث را ارث یا ارثیه می گویند
 مرگ یا موت 2 نوع است:
1- مرگ طبیعی
     مرگ قلبی : یعنی قلب شخص از کار بایستد
     مرگ مغزی : مغز شخص از کار کردن بی افتد
     در حال حاضر در کشور ما مرگ مغزی هم به منزله مرگ حقیقی مورد قبول واقع شده 
2- مرگ فرضی : برای غایب مغقود الاثر رخ میدهد که در صورت گذشت مدت مدیدی از نبود شخص وراث آن شخص می توانند تقاضای موت فرضی مورث خود را نمایند
مطلبق ماده 872 قانون مدنی اوال غایب مفقود الاثر تقسیم نمی شود مگر بعد از ثبوت فوت او یا انقضاء مدت که عادتاً چنین شخصی زنده نمی ماند 
موجبات ارث بری:
1- نسب 
2- سبب
قرابت سببی : یعنی قرابت ناشی از ازدواج که فقط بین زوج و زوجه است مطلبق ماده 864 از جمله اشخاصی که به موجب سبب ارث میبرند هریک از زوجین هستند که در حین فوت دیگری زنده باشد 

قرابت نسبی: مطابق ماده 862 قانون مدنی اشخاصی که به موجب نسب ارث می برند در 3 طبقه واقع شده اند:
1- پدر و مادر ، اولاد و اولاد اولاد 
2- اجداد و برادر و خواهر و اولاد آنها
3- اعمام و عمات ، اخوال و خالات و اولاد آنها 
در صورتی که میت عمو عمه دایی و خاله نداشته باشد و اولادی هم از آنها موجود نباشد ترکه متوفی به عمو ،عمه ،دایی و خاله پدر و مادر متوفی می‌رسد و در صورت موجود نبودن آن ترک به اولادشان می‌رسد هر گاه هیچ یک از اولاد آنها هم موجود نباشند ترکه به عمو عمه دایی و خاله اجداد میت می رسد و در صورت موجود نبودن آنها ترکه به اولادشان می‌رسد.
نکته: ترکه به اموالی که از  متوفی به جا مانده است گفته می شود 
مطلبق ماده 863 وارثین طبقه بعد وقتی ارث میبرند که از وارثین طبقه قبل کسی نباشد.
نکته: در عقد نکاح موقت زوجین از یکدیگر ارث نمیبرند حتی اگر در حین عقد شرط شده باشد 
ترکه ای که وارث ندارد:
مطابق ماده ۸۶۶ قانون مدنی در صورت نبودن وارث امر ترکه متوفی راجع به حاکم است 
حکم ماده شامل موردی هم می‌شود که وارثانی وجود دارد ولی شناخته نشده‌اند 
منظور از حاکم در این ماده ولی فقیه است 
اداره ترکه و تعیین مدیر برای آن در جایی است که متوفی وصی تعیین نکرده باشد و گرنه اداره ترکیه با وصی است 


ترکه بی وارث در مسیر انتقال به بیت‌المال قرار می گیردکه سه مرحله را طی می‌کند:
1- اداره ترکیه 
2- حفظ ترکه به عنوان امانت شرعی 
3- تملک ترکه به عموم
زمان استقرار مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفی:
مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفی مستقر نمی شود مگر پس از اداء حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق گرفته
منظور از استقرار مالکیت وارثان، انتقال قطعی سهم هر وارث از ترک به دارایی او است که بعد از پرداخت کلیه حقوق و دیون متوفی محقق می شود 
استقرار مالکیت وارثان متضمن سه مرحله است:
1- تحریر ترکه : یعنی ارزیابی و تعیین مقدار ترکه و دیون متوفی 
2- تصفیه ترکه : یعنی تعیین دیون و حقوقی که بر عهده متوفی بوده و همچنین خارج کردن اموالی که اگر نسبت به آنها وصیتی به نفع کسی شده است 
3- تقسیم ترکه و تعیین سهام وارثان

حقوق صنفی، وظیفه ای، بازنشستگی و مستمری جزء ترک محسوب نشده و طلبکاران متوفی و مو صی اله( شخصی که به نفع او وصیت شده)حقی بر آن ندارند بلکه این گونه حقوق به طور مستقیم به مالکیت مستحقان در می‌آید و به صورت مساوی تقسیم می شود و نه بر اساس قواعد ارث همچنین وجه بیمه عمر متعلق به ذینفع آن است و جز ترک محسوب نمی‌شود به همین دلیل توسط طلبکاران قابل توقیف نیست

مجهول و معلوم بودن تاریخ فوت در ارث بری:
به موجب ماده ۸۷۴ قانون مدنی اگر اشخاصی که بین آنان توارث باشد بمیرند و تاریخ فوت یکی از آنها معلوم و دیگری از حیث تقدم و تاخر مجهول باشد فقط آنکه تاریخ فوتش مجهول است از آن دیگری ارث می برد

مطابق ماده 873 قانون مدنی  اگر تاریخ فوت اشخاصی که از یکدیگر ارث میبرند مجهول و تقدم و تأخر هیچ یک معلوم نباشد اشخاص مزبور از یکدیگر ارث نمی برد مگر آنکه موت به سبب غرق یا هدم واقع شود که در این صورت از یکدیگر ارث میبرند



شروطی که برای ارث بردن لازم است:

به موجب ماده ۸۷۵ قانون مدنی شرط وراثت زنده بودن در حین فوت مورث است و اگر حملی باشد در صورتی ارث می برد که نطفه او حین الموت منعقد بوده و زنده هم متولد شود اگرچه فوراً پس از تولد بمیرد 
شرط اصلی وراث حمل، وجود او در زمان فوت مورث است و زنده متولد شدن آن شرطی است که دلالت بر همان شرط اصلی می‌کند (شرط متأخر) در نتیجه اثر آن به گذشته سرایت کرده و تاریخ انعقاد نطفه ملاک اثرگذاری محسوب می‌شود 
فرزند خوانده:
کودک فرزندخوانده از جهت حضانت و انفاق در حکم فرزند خانواده است ولی فرزند خواندگی از موجبات ارث نیست 
در نتیجه هرگاه زن و شوهری بر اساس مقررات اهداء جنین به زوجین نابارور صاحب فرزند شوند این طفل به استثنای حق ارث بری و رابطه ولایت ، دارای کلیه حقوق فرزند مشروع است

قتل نامشورع مورث:

قانون گذار در ماده 880 قانون مدنی آورده است ، قتل از موانع ارث است بنابراین کسی که مورث خود را عمداً بکشد از ارث ممنوع می شود اعم از اینکه قتل بالمباشره باشد یا بالتسبیب باشد یا به شرکت دیگری باشند
معاونت در قتل مورث هم مانع از ارث بردن است 
در قتلی که مستوجب دیه است ، قاتل خودش از دیه ارث نمی برد زیرا ارث موجب مالکیت مافی ذمه و سقوط تمام یا بخشی از مجازات قاتل می شود قتل عمدی فرزند توسط پدر و قتل عمدی مورث غیر مسلمان توسط مسلمانان مانع ارث بردن نیست 
ماده ۸۸۱ قانون مدنی در صورتی که قتل عمدی مورخ قانون یا برای دفاع باشد مفاد ماده فوق مجرا نخواهد بود 
مطابق ماده ۸۸۱  مکرر کافر از مسلم ارث نمیبرد و اگر در بین ورثه متوفی کافری ، مسلمان باشد وراث کافر ارث نمی‌برند اگر چه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر شخص مسلمان باشند

لعان:

بعد از لعان زون و مرد از یکدیگر ارث نمیبرند و همچنین فرزندی که به سب انکار او لعان واقع شده از پدر و پدر از او ارث نمیبرد
هرگاه پدر از لعان رجوع کند فرزند فقط از پدر ارث میبرد و نه از ارحام پدری همچنین پدر و ارحام پدری نیز از پسر ارث نمیبرند

۵ / 5 (از مجموع 1 رای)

دریافت خدمات حقوقی به صورت شبانه روزی

این مقاله رو به اشتراک بگذار!
مشاوره رایگان با وکیل